|
به نام خدا
نام : فاطمه
نام مستعار : سونيا
نام خانوادگی : بانشي
متولد : 1368 شيراز
تحصیلات : دانشجو
شروع كوهنوردي : از سال 80_81
مدارك :
کار آموزی کوهنوردی سال :1384
کار آموزی سنگ نوردی سال:
1385
کار آموزی غار نوردی سال: 1386
کار اموزی صعود های ورزشی سال: 1387
شاخص ترين قله هاي صعود شده :
دماوند (... جبهه شمالي )
اشتران كوه ( سن بران )
تفتان
دنا ( خط الراس
مركزي – بعضي از قلل خط راس غربي – صعود
قله هاي خط الراس شرقي )
و....
از سال 80- 81 كوهنوردي رو شروع كردم . از دوران کودکی به ارتفاع و کوه علاقه زیادی
داشتم . تقریبا" در اکثر رشته های ورزشی سررشته دارم و مقام های مختلف... اما تنها
کوهنوردی و سنگنوردی و ... که به من انرژی می ده .
در دوران
كودكي به خاطر انرژي زيادي كه درونم وجود داشت،با كودكان هم سن سال خودم تفاوت هاي
زيادي داشتم به كاراي هيجاني و ترسناك علاقه مند بودم . مادر
معمولا" احضار بودن به مدرسه واسه خراب كاري هاي بنده!
هيچكدام از رشته هايي كه دنبال مي كردم چيزي نبود كه مي
خواستم. با اشنايي با خانم پاك نظر با كوهنوردي حرفه اي اشنا شدم . از همان ابتداي
كار مخالفت هاي خانواده اغاز شد .
علاقه زيادي واسه پيشرفت داشتم. و اين شد مقدمه شروع كوهنوردي
و سنگ نوردي و...
مقدمات سنگ نوردي را از اقاي پاك نظر و مرحوم علي قهرماني
فرا گرفتم .كاراموزي سنگ را با بزرگاني
همچون رضا كريمي و محمد كريمي برخوردم كه شروع سنگ نوردي نيمه حرفه اي را برايم رقم
زد . طي مدت 2و3 ماهي كه دوست عزيزم
ناديا جوان دل در شيراز بود ، باعث شد سنگ نوردي سالن و تكنيك ها رو بهتر فرا بگيرم.
و از تجارب جناب نصرالهي در سنگ طبيعي حرفه اي و از تجارب
جناب لقماني در ديواره نوردي بهرمند شدم .
در كار اموزي غار از تجربيات بزرگاني همچون جناب حميدي
( من ايشون رو اطلس كوه ها و غارهاي ايران ميدونم ) و همچنين محمد كريمي استفاده كردم
. مي توان گفت اين دوره شروع كار حرفه اي را برايم رقم زد.
مخالفت ها تا الان ادامه دارد اين مشكلي است كه اكثر كوهنوردان
دارن مخصوصا" خانم ها .....در اين سال ها فراز و نشيب هاي زيادي در پيشرو داشته ام ....
از سر كلاس و خونه جيم شدن ها واسه برنامه از در بالا
رفتن ها و...چيزهاي عادي بود كه در طي اين سال ها گذشت البته همچنان ادامه دارد...
در حال حاضر به صورت ازاد كار ميكنم
كه با مشكلاتي روبه رو هستم... متاسفانه هيات شيراز رابطه خوبي با
كوهنورداني كه ازاد كار ميكنن نداره ،حتي واسه كارت بيمه هم كاري كردن كه بدون نامه
از گروه قادر به دريافت كارت نباشي كه اين جاي تاسف داره... . يا اينكه براي شركت در
اردو ها و تيم هاي منتخب بايد حتما" عضو گروه باشي كه در صورت نبودن نميتوني شركت كني
و ....واسه همين كوهنوردي حرفه اي رو در شيراز دنبال كردن، اين هم با اين همه مشكلات
بسيار دشوار است.
تحمل اين چيزا ديگه واسم عادي شده ، اين تحريم ها باعث
شده كه خيلي با انگيزه تر كار كنم نه واسه اثبات خودم واسه اينكه ثابت كنم در اين رشته
مهم انگيزه فرد هست نه اين پشتيباني ها و... مشكلات بسيار زيادن اما كوچك تر از چيزي
هستن كه بخوان منو نا اميد كنن! اميدم به خداست ، تنها خداست كه ميتونه به من كمك كنه
و فقط از خودش كمك ميخوام.
خيلي خوشحالم از اينكه دوستان و اساتيد كوهنورد زيادي
در شهرهاي مختلف دارم كه بنده رو تشويق ميكنن و از تجاربشون بندرو بي بهره نزاشتن...
، ممنونم از تمامي اين دوستان و اساتيد محترم. همچنين دعوت هاي مكرر اين دوستان براي
صعود هاي مختلف و صعود هاي برون مرزي ( اگه نام بيارم بسيار زياد هستن...)
از نظر خانواده و اقوام ، دوستان من ديوونه هستم...چيزه
عجيبي واسم نيست عاشقا هميشه از نظر ديگران ديونه هستن منم ديونه تر از همه....به قول
استاد نجاريان ( سرم بو قرمه سبزي ميده )
عاشق اين ديونگي هستم . تنها تو كوهستان هست كه ميتونم
خدارو احساس كنم و اين احساس و لمس كردن ها واسه فوق العاده عزيزه و با با هيچ پست
و مقام و درجه اي عوضش نميكنم....واسه رسيدن به اين عشق از چيزهاي زيادي گذشتم چيزايي
كه شايد خيلي ها نتونن ازش بگذرن...پس به اين راحتي ها ازش نميگذرم ...
تنها تو كوهستان هست كه وقتي داد ميزنم، خدارو صدا ميزنم
،صدامو ميشنوه...خدايا خيلي دوست دارم
|