جمعه بعد از ظهر 6 مهرماه 1386 – هنگامي که تلويزيون تعداد بسيار زيادي بيننده را به خود جذب مي نمايد.- به مناسبت بزرگداشت 8 سال دفاع مقدس شاهد فيلم پر از عشق و شور شهداي دوران جنگ حماسي ايران و در عين حال سخيف به لحاظ معرفي کوهنوردان و اصول کوهنوردي بوديم.
در اين فيلم شاهد قرباني نمودن ورزش کوهنوردي و کوهنوردان حرفه اي توسط دست اندر کاران تهيه اين فيلم هستيم تا آنجا که کوهنوردان حرفه اي افرادي پست ، پول پرست ، ضد ارزشهاي متعالي و انساني انقلابي و جنگ ، غير اخلاقي و ... معرفي مي شوند.
اين فيلم در عين داشتن پيام زيباي زمان وصل با شهداي مفقود الاثر، تحت تاثير داستان قديمي فيلمهاي وسترن که شاهد شخصيتهاي خوب و بد در آنان هستيم به ازاي جاذبه بخشيدن به فيلم خود ، يادگاران جنگ را در تقابل با چند به اصطلاح کوهنورد حرفه اي لاابالي قرار مي دهد.
داستان اين فيلم از آنجايي اغاز مي شود که گروهي رزمنده در کوههاي سرد کردستان گم مي شوند و تنها بازمانده پس از 20 سال به جهت يافتن همرزمان خود به همراهي تعدادي از دوستان و پسر لاابالي اش - که در طول فيلم متحول مي گردد - با استخدام تعدادي به اصطلاح کوهنورد حرفه اي که صرفاً با گرفتن پولي هنگفت حاضر به همراهي آنان مي شوند ، عازم جستجوي پيکر آن شهيدان مي شوند.و پس از آن شاهد حوادث و بر خوردهايي هستيم که همه و همه اصول کوهنوردي و اخلاق کوهنوردي را زير سوال مي برند.
در صحنه اي از اين فيلم که کپي برداري ناشيانه اي از فيلم آمريکايي (( حد عمودي )) مي باشد شاهد بريدن طناب توسط يکي از رزمندگان قديمي و ايثار جان خود در قبال جان ديگر اعضاي گروه مي باشيم. صحنه اين ماجرا به لحاظ فني آنقدر ناشيانه طراحي شده است که هر کوهنورد حتي تازه کار هم به تصنعي بودن آن اذعان مي کند.حتي در اين صحنه از فيلم باز هم کوهنوردان به سخره گرفته مي شوند.
دست اندرکاران اين فيلم شايد ماجراي کشته شدن دو دوستي که براي نجات دوست آسيب ديده اشان در علم کوه تلاش کردند را نشنيده باشند.همينطور جريان کوهنورداني که براي جستجوي کوهنوردان حادثه ديده به منطقه اشترانکوه مي روند و خود دچار بهمن شده و کشته مي شوند.
هر از چند گاهي در حال کوهنوردي ، سنگنوردي ، غارنوردي ،دره نوردي و ... با کساني برخورد مي کنم که مي پرسند: چقدر به شما پول مي دهند که اين کار ها را انجام دهيد؟ اين سوال هميشه براي من سوالي گران بوده است! امسال شهريور ماه که به همراه همسرم بطور مستقل و بدون حمايت هيچ گروهي فقط و فقط براي ارضاي يک عشق قديمي عازم غار پراو در کرمانشاه شدم در جواب دوستي که از هزينه هاي اين برنامه و هزينه هاي جانبي اش پرسيد<